تبليغاتX
:: موسیقی احساس ::  

موسیقی احساس              

welcome to my weblog



>

...
+نوشته شده درسه شنبه 1390/12/02ساعت 17:54 توسط

>

ای مقتدای عالم هستی محمدا!

طعم شراب ساغر مستی محمدا!

آیینه‌ خدای احد شهریار حسن

همسایه‌ صدای خداوندگار حسن

هم‌صحبت تبسم زیبای کردگار

پروردگار سفره‌ دنیای کردگار

زیباترین ترانه‌ عالم جمال توست

حق ذوالجلال از سر خط جلال توست

شولای آفتاب و غزل‌های بی‌نظیر

بر انبیای قبل خودت بی‌گمان امیر

حق با تو عشق را به سرانجام خود رساند

عقل و حواس را به ره عاشقی کشاند

حق با تو رودهای جهان را روانه کرد

حق با تو ناز در همه جا عاشقانه کرد

حق با تو زخم‌های زمین را شفا نوشت

حق با تو دردهای زمان را دوا نوشت

حق با تو خاک را به ثریا کشانده است

هر دیده را برای تماشا کشانده است

حق با تو پیش خود به خودش افتخار کرد

ناز و نیاز و عشق و جنون را شکار کرد

حق با تو بود حق به‌خدا با تو کار داشت

بی‌خود نبود خود به تو با خود قرار داشت

ای سرسپرده در سر راه خدای نور

ای شور و شوق و هلهله هر لحظه با تو شور

ای ربنای رکعت دوم سرور تو

ای کائنات، روشن روشن به نور تو

شهر و دیار اهل خدا در نمازها

سرگشته‌ی تبسمی از راز نازها

آقای عطر اَشهَدُ اَنَّ رسول نور

رمز سلام و ذکر و قنوت و نیازها

آقای مهربانی و آقای خلق و خوی

ای تا همیشه مرشد هرچه حجازها

رونق گرفت بزم مناجات از صدات

زیبا شد آه در دل سوز و گدازها

عزت گرفت زن به نگاه کریم تو

رفت از فرود، رو به تمام فرازها

آقا! جهان بدون شما برقرار نیست

در مکتب معاشقه جز تو نگار نیست

لب‌هات آیه‌آیه ملاقات تا خداست

قرآن کتاب معجزه‌ ذکر ربناست

پیغمبر الهی و پیغمبر امید

ای کاش می‌شدم به نگاه شما شهید

«در سایه‌ی تو بلبل باغ جهان شدم»

«ایمن ز شر فتنه‌ آخر زمان شدم»

ای یوسف جمال خداوند را نمک

داوود را نوای خوش‌آهنگ نیلبک

حسن ختام خیل رسولان عالَمی

هر چند از تمامی عالم مُقدَّمی

ای چلچراغ پهنه‌ گیتی محمدا!

میلاد توست جرعه‌ای از شادی خدا

حالا که آیه آیه تو را نوش کرده‌ام

خود را ببین چگونه فراموش کرده‌ام

خود را فقط برای شما خرج می‌کنم

این مانده عمر را به دعا خرج می‌کنم

تا در جهان صدای شما منتشر شود

هرچه سکوت، هرچه صدا خرج می‌کنم

دیوانگی تجلی شوق زیارت است

دل را نفس نفس وَ به‌جا خرج می‌کنم

تایید کن به لطف، مسلمانی مرا

سامان ببخش بی سر و سامانی مرا

...
+نوشته شده درجمعه 1390/11/21ساعت 17:41 توسط

>

عید سعید قربان، پرشکوه ترین ایثار و زیباترین جلوه تعبد در برابر خالق یکتا مبارکباد


عید قربان

سرآغاز حکومت توحید

تولد ایمان

و مرگ تردید

مبارک

عاشقان زندگیتان به زیبایی گلستان ابراهیم و پاکی چشمه زمزم،

عیدتان مبارک

...
+نوشته شده دردوشنبه 1390/08/16ساعت 13:50 توسط

>

...

+نوشته شده دردوشنبه 1390/05/10ساعت 17:4 توسط

>

میلاد مولود کعبه مبارک.

کارت پستال روز پدر

پدر مهربانم روزت مبارک.

کارت پستال روز پدر

همسر عزیزم روزت مبارک.

 

 

...
+نوشته شده درچهارشنبه 1390/03/25ساعت 21:35 توسط

>

زیارت و دیدار با مقام معظم رهبری در تاریخ 27بهمن 1389 به مناسبت قیام 29 بهمن مردم تبریز

بالاخره پس از سالها به آرزوم رسیدم وتوفیق زیارت رهبرم رو خدا نصیبم کرد اون هم به طور بسیار اتفاقی وناگهانی.خدارو شکر

وقتی وارد حسینیه شدیم همه مات ومبهوت بودیم واز شوق دیدار با نائب امام زمان اشک همه جاری بود ولی هنوز تا تشریف فرمایی رهبر عزیزم خیلی مونده بود.مردم به طور خودجوش شعار می دادند وچند مداح هم شعرهای بسیار جالبی خوندن.

ولی این 1/5 ساعت به اندازه 1/5 سال گذشت.هر لحظه که به تشریف فرمایی رهبر نزدیک می شدیم،شور وشوق مردم هم بیشتر می شد طوری که چندبار بلند شدیم ونشستیم و هر کسی هم سعی می کرد اومدن آقا رو زودتر از بقیه ببینه.همه نگاه ها به در دوخته شده بود تا اینکه بالاخره در باز شد ورهبر عزیزمون تشریف آوردند باورم نمی شد یعنی این من بودم که توفیق این زیارت مقدس رو پیدا کرده بودم اشک ها نمی ذاشتن آقا رو خوب ببینم سعی می کردم گریه نکنم تا بتونم آقا رو بهتر ببینم و حتی یِک ثانیه رو هم از دست ندم ولی...

قبل از اومدن آقا با عکسش که تو دستم بود دردودل می کردم و به این فکر می کردم که روزی می رسه که توفیق زیارت امام زمان رو در حضور رهبر عزیزم داشته باشم یا نه؟

باورود رهبر عزیزمون همه یکصدا این سرود رو خوندیم ولی مگه گریه امون می داد؟ بلا استثنا همه داشتن از شوق دیدار آقا گریه می کردن.

    الســـلام ای سرور وآرام جان             دین وامت را تویی روح و روان

              اهل اسلامه یقین،سن سن  ولیّ            مقتـــدای مسلـــــمین  سیــــد علی

              رهبرا عرض ارادت می کنیم             بار دیگـــر با تو بیعت می کــنیم

    ای ولی امـــــر امت هر زمان            یاوریــــزدور  اهل آذربایجـــــان

              اهل اسلامه یقین،سن سن  ولیّ            مقتـــدای مسلـــــمین  سیــــد علی

               بوحقیقت عالمه اولــدی عیــان            تاپـــــدی حـــق 29بهمنــــده جان

               اهل اسلامه یقین،سن سن  ولیّ            مقتـــدای مسلـــــمین  سیــــد علی

               رهبـــرا ای مقتــــدای اهل دین            ای امـــام و رهبـــــر اهــل یقین

                اقتدارت فتنه را درهم شکست             دربه روی فتنه جویان جمله بست

               اهل اسلامه یقین،سن سن  ولیّ            مقتـــدای مسلـــــمین  سیــــد علی

آقامون پس از خوش آمد گویی به مردم در مورد

جوانان ونقش اونها در قیام مردم تبریز واینکه مردم تبریز کاری زینبی کردند واگر مردم تبریز مراسم اربعین قیام مردم قم را برگزار نمی کردند شاید قیام مردم قم فراموش می شد،

انقلاب جوانان مصر و اینکه امریکا می خواهد انقلاب مصر را منحرف کند،ولی بعید است ملتی که بیدار شده باشد را بشود منحرف کرد،

توصیه به نسل جوان که این ایمان و شور وشوق همراه با بصیرت را حفظ کنید و به نسل های بعد منتقل کنید،

صحبت فرمودند.

...
+نوشته شده درجمعه 1389/11/29ساعت 20:11 توسط

>

چه انتظار عجیبی!

تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی!

عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت،

چه بی خیال نشستیم،نه کوششی نه وفایی،

فقط نشسته و گفتیم:خدا کند که بیایی...!

امروز آغاز 1173 سال غیبت امام عصر است،

بیایید دعا کنیم آخرین سال انتظار باشد. آمین...

...
+نوشته شده دریکشنبه 1389/11/24ساعت 0:29 توسط

>

فردا همه می آییم حتی بدون کارت دعوت بدون دعوت رسمی این تنها مهمانی ای است که سرزده وبدون دعوت رفتن نه تنها ناپسند نیست بلکه بسیار نیکو وپسندیده است.

می آییم تا به ملت مصر بگوییم بااینکه دشمنان انکار می کنند ولی بالاخره به اراده وخواست خدا انقلاب مصر با انقلاب ایران و۲۲بهمن گره خورد.

می آییم فرار "نامبارک ملعون" را به ملت مصر وامت مسلمان تبریک گوییم.

می آییم تا به جوانان مصر بگوییم برای پیروزی نهایی شان دعا می کنیم.

می آییم به جوانان مصر بگوییم در راه انقلابتان ایستادگی کنید وفریب حقه های دشمنان را نخورید.

می آییم بگوییم   ما همچنان ایستاده ایم.

...
+نوشته شده درپنجشنبه 1389/11/21ساعت 20:51 توسط

>

                        

امام خميني (ره) رهبر و بنيانگذار جمهوري اسلامي  قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در پاسخ به سوال خبرنگار فاينشنال تايم انگليس كه پرسيد، دنياي غرب شناخت صحيحي از حكومت اسلامي شما ندارد، فرمود: «ما خواستار جمهوري اسلامي مي باشيم. جمهوري، فرم و شكل حكومت را تشكيل مي دهد و اسلامي يعني محتواي آن فرم ، كه قوانين الهي است.»
 

بنابراين مي توان گفت: شعار استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي يكي از مهمترين شعارهايي است كه در جريان پيروزي انقلاب اسلامي مطرح شده و با قرار گرفتن در اصول مختلف قانون اساسي به يكي از مهمترين و ماندگارترين شعارهاي انقلاب تبديل شد. در واقع اين شعار ماهيت انقلاب و روح حاكم بر قانون اساسي جمهوري اسلامي است و در يك جمله مي توان گفت: نظام جمهوري اسلامي تبلور شعار «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي» است. 

...
+نوشته شده درپنجشنبه 1389/11/21ساعت 20:35 توسط

>

 خاطره میر کریمی از دیدار غیر منتظره اش با رهبرانقلاب درهواپیما

محمد رضا سرشار در سایت شخصی خود ؛ خاطره ای از دیدار رضا میر کریمی – نویسنده و کارگردان سینما – با رهبر انقلاب را نقل کرده است:

حدود دو سال پیش ، در سفری به مشهد،با آقای رضا میرکریمی- نویسنده و کارگردان سینما-همراه شدیم. در راه ،صحبت از ساده زیستی رهبر انقلاب شد. آقای میر کریمی خاطره ای از رهبر معظم انقلاب تعریف کرد که بسیارجالب و روشنگر بود.

آقای میرکریمی می گفت:

«هروقت درجریان کار و زندگی،زیاد به من فشار [روانی] وارد می آید، درهرمرحله ای- که باشم ، همه چیز را رها می کنم و گاهی از همان سر کار- تلفنی به خانه می زنم و یکراست به فرودگاه می روم.همان جا بلیطی تهیه می کنم و عازم مشهد می شوم. آنجا زیارتی [و درد دلی] با امام رضا (ع) می کنم و آرام می شوم و برمی گردم.

یک بار در یکی از همین سفرها توی هواپیما نشسته بودم و در خودم بودم که دیدم در قسمت جلوی هواپیما انگار وضعیت متفاوتی است .کسانی را می دیدم که از جاهای مختلف هواپیما ، یکی یکی به قسمت جلو می رفتند .آنجا کنار یکی از صندلی ها می نشستند .با شخصی که روی آن صندلی نشسته بود چیزهایی می گفتند و می شنیدند. بعد خوشحال و راضی ، برمی گشتند وسر جایشان می نشستند.

کنجکاو شدم بدانم قضیه چیست. از یکی از کسانی که از آنجا برمی گشت ، موضوع را پرسیدم.گفت : کسی که آنجا نشسته مقام معظم رهبری است.

هم بسیار تعجب کردم و هم خوشحال شدم . به قسمت جلوی هواپیما رفتم و از فردی که معلوم بود محافظ است پرسیدم : می شود رفت با آقا صحبت کرد؟

گفت: بله .قدری صبر کن تا کسی که پهلوی آقاست،صحبتش تمام شود.

از فرصت استفاده کردم و پرسیدم:چرا آقا با پرواز عمومی به مشهد می روند؟!

گفت : آقا فقط سفرهای رسمی دولتی را با پرواز اختصاصی می روند.سفرهای شخصی [که عمدتا هم سفر زیارتی به مشهد است] را مثل همه مردم،با پروازهای عمومی می روند. پرسیدم :یعنی می روند برایشان بلیط هم می خرند؟!

گفت : بله مثل همه مسافرهای معمولی،برایشان بلیط می خرند. بدون اطلاع یا تشریفات خاص می آیند سوار هواپیما می شوند و راهی می شوند. تازه توی هواپیماست که خدمه پرواز و مسافران،متوجه حضور ایشان می شوند.

صبر کردم تا صحبت نفر قبلی تمام شد جلو رفتم . خودم را معرفی کردم و....»

با خود گفتم:از کسی که عمری را به سادگی و با حداقل امکانات مادی زیسته واکنون رهبری انقلابی ترین نظام های سیاسی و البته مذهبی جهان را برعهده دارد، جز این همه ملاحظه و دقت در استفاده از بیت المال وقائل شدن مرز و تفاوت بین کار شخصی و کار حکومتی نیز انتظار نمی رود.

برگرفته ازمجله امتداد

...
+نوشته شده درسه شنبه 1389/10/21ساعت 11:8 توسط

>

نهم دی ماه یک هزار و سی صد و هشتاد و هشت، جشن بلوغ فکری و شخصیتی نظام اسلامی بود.

نه دی، عرق شرم امت را در طول تاریخ به خاطر بی بصیرتی در ماجرای سقیفه پاک کرد.

نه دی، درد کوته بینی حکمیت را تا حدودی التیام داد و بر آن مرهمی شد.

نه دی، سوزش خیانت جمل و نهروان را کمی خنک کرد و از تکرار غربت 25 ساله جلوگیری کرد.

نه دی، فرق کوفه و تهران، عراق و ایران را نشان داد و آب رفته را به جوي بازگرداند.

نه دی، ایران، بدون خواست سفیر حسین، بیعت مجدد کرد و بر سر بیعتش ماند.

نه دی، ندای هل من ناصر بلند نشد ولی فریاد لبیک یا حسین تا آسمان به گوش همه رسید.

نه دی، شش ماهه، سه ساله، جوان، پیر، زن، مرد، ویلچری، شیمیایی و ... داشت.

نه دی، نه دی زمستان بود ولی درخت انقلاب در آن سرمای زمستان گل داده بود.

نه دی، در ایران بود ولی پایه های کاخ سفید در مکان و کاخ سبز معاویه در زمان را لرزاند.

نه دی، قیام مختار نبود، ولی اگر مختار هم زنده بود در مقابل آن کرنش می کرد.

نه دی، مانور اعلام آمادگی یاران آخر الزمان مهدی (عج) بود.

نه دی، شروع حرکت و یک فرهنگ بود یعنی «عزت خواهی»

نه دی، یک روز بود ولی خیرٌ مِن الفِ شَهر بود.

نه دی، مبیّن کوثر و ابتر بود که گفتند خامنه ای کوثر است، دشمن او ابتر است.

نه دی، عاشورا بود و ایران کربلا.

نه دی، ثمره ی خون شهید آیت ها، مطهری ها، بهشتی ها، باکری ها، همت ها و ... بود.

نه دی، تاریخ نبود، بلکه خود تاریخ ساز بود.

نه دی، روز بخشش فریب خوردگان و روز غضب بر فتنه گران توسط امت بود.

نه دی، آموخت که نیازی نیست همیشه ولیّ در بین باشد بلکه کافی است ولیّ در دل باشد.

نه دی، غدیر خم بود در کویر قم و سراسر ایران.

نه دی، نور بصیرت الهی بود در دلهای امت.

هرچه خواستم بگویم که نه دی چیست، زبان الکن بود و قلم قاصر. فقط می توانم که بگویم نه دی، نه دی بود و بس.

برگرفته از رجانیوز

...
+نوشته شده درپنجشنبه 1389/10/09ساعت 6:45 توسط

>

بابا دوبخش دارد:

                       یک بخش روی نیزه

                                                یک بخش توی صحرا...

...
+نوشته شده درشنبه 1389/09/27ساعت 1:13 توسط

>

اگر باطل را نمی توان ساقط کرد،می توان رسوا ساخت

اگر حق را نمی توان استقرار بخشید،می توان اثبات کرد،طرح کرد وبه زمان شناساند و زنده نگه داشت

و شهادت دعوتی است به همه عصرها ونسلها که:اگر می توانی بمیران و اگر نمی توانی بمیر.


...
+نوشته شده درشنبه 1389/09/27ساعت 0:52 توسط

>

او آن هوا را باز بویید

دل را به دریا بست و برخاست

قول بزرگی را به خود داد

او بچه‌ها را شاد می‌خواست

 

                           روی حبابی خسته آن روز

                           عکس تمام بچه‌ها بود

                           مشکش میان آب افتاد

                          برخاست فکر خیمه‌ها بود

                       

مشکش دوباره زخم برداشت

دستش میان آب چرخید

او در میان شعله‌ها بود

برخاست اما آب خشکید

 

                          ما نام او را مثل گل‌ها

                          از باد و از باران شنیدیم

                          نامش امیدی در دل ماست

                          عباس را این‌گونه دیدیم

                                                          طاهره شهابی

...
+نوشته شده درسه شنبه 1389/09/23ساعت 19:55 توسط

>

   http://www.nasimonline.ir/Images/News/Larg_Pic/6-9-1389/IMAGE634264740290249547.jpg ...

+نوشته شده درسه شنبه 1389/09/16ساعت 16:26 توسط

>

                   ...

+نوشته شده دریکشنبه 1389/09/14ساعت 20:57 توسط

>

مزاحــــم

سنگر پربود ازمگس.دیگر تحمل نداشت.

عصبانی شد.رفت بیرون وبا بی سیم گرای سنگر رابه توپخانه داد.

چندثانیه بعدسنگر رفت روی هوا.

حالا دیگر سنگر نداشت. مانده بودزیر آفتاب داغ.

گرمای خورشید عذابش می داد.دیگر تحمل   نداشت.

عصبانی شد.رفت وبا بی سیم...

...
+نوشته شده دریکشنبه 1389/08/23ساعت 23:33 توسط

>

...

+نوشته شده دردوشنبه 1389/08/17ساعت 1:48 توسط

>

اشتراک ماهنامه امتداد وعضویت آن را به همه دوستان توصیه می کنیم.

امتداد

                   ماهنامه فرهنگ وادبیات مقاومت

...
+نوشته شده درجمعه 1389/08/07ساعت 9:24 توسط

>

            بانام رضا(َع)به سینه ها گل بزنید 

                                                   بااشک به بارگاه اوپل بزنید

            فرمودکه هرزمان گرفتارشدید 

                                                   بردامن مادست توسل بزنید

...
+نوشته شده دردوشنبه 1389/07/26ساعت 16:29 توسط

>

  

...
+نوشته شده درجمعه 1389/07/09ساعت 23:30 توسط

>

اهانت اهانت بازهم اهانت کلمه ای که سالهای اخیر بسیار شنیده می شود:اهانت به پیامبراسلام،اهانت به مقدسات مسلمانان وآخرین سکانس سناریوی اسلام ستیزی اهانت به کتاب مقدس مسلمانان.

                        

این صهیونیست های مسیحی نما فهمیده اند که قرآن کتاب زندگی برای  کل بشریته وتا وقتی که قرآن درمتن زندگی افرادجاریه،کاری ازپیش نمی برند.دراین مورد باید به گفته های رهبر عزیزمون گوش سپرده وعمل کنیم:

...

برادران و خواهران مسلمان در ایران و سراسر جهان!
لازم می دانم این چند نکته را به همه متذکر گردم:

اولاً: این حادثه و حوادث پیش از ان به روشنی نشان می دهد که آنچه امروز آماج حمله ی نظام استکبار جهانی است اصل اسلام عزیز و قرآن مجید است؛ صراحت مستکبران در دشمنی با جمهوری اسلامی ناشی از صراحت ایران اسلامی در مقابله با استکبار است و تظاهر آنان به دشمن نبودن با اسلام و دیگر مسلمانان، ‌دروغی بزرگ و فریبی شیطانی است.
آنان با اسلام و هر آنکس که بدان پایبند است و هر آنچه نشانه ی مسلمانی است دشمن اند.
ثانیاً: این سلسه ی کینه توزی ها با اسلام و مسلمین، ناشی از آن است که از چند دهه پیش تاکنون نور اسلام از همیشه تابنده تر و نفوذ آن در دلها در جهان اسلام و حتی در غرب از همیشه بیشتر شده است. ناشی از آن است که امت اسلام از همیشه بیدارتر شده و ملتهای مسلمان اراده کرده اند زنجیره های دو قرن استعمار و تجاوز مستکبران را پاره کنند.
حادثه ی اهانت به قرآن و پیامبر عظیم الشان صلی اله علیه و آله، با همه ی تلخی، در دل خود حامل بشارتی بزرگ است. خورشید پرفروغ قرآن روز به روز بلندتر و درخشنده تر خواهد شد.
ثالثاً: همه باید بدانیم که حادثه ی اخیر ربطی به کلیسا و مسیحیت ندارد و حرکات عروسکی چند کشیش ابله و مزدور را نباید به پای مسیحیان و مردان دینی آنان نوشت. ما مسلمانان هرگز به عمل مشابهی در مورد مقدسات ادیان دیگر دست نخواهیم زد. نزاع میان مسلمان و مسیحی در سطح عمومی، خواسته ی دشمنان و طراحان این نمایش دیوانه وار است و درس قرآن به ما، در نقطه ی مقابل آن قرار دارد.
و رابعاً: طرف مطالبه ی همه ی مسلمانان امروز دولت آمریکا و سیاستمداران آنند. آنها اگر در ادعای دخالت نداشتن خود صادقند باید عوامل اصلی این جنایت بزرگ و بازیگران میدانی آن را که دل یک و نیم میلیارد مسلمان را به درد آورده اند، به گونه ئی شایسته به مجازات برسانند.(برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی دولت)

                                          

...
+نوشته شده درچهارشنبه 1389/06/24ساعت 1:48 توسط

>

...
+نوشته شده درجمعه 1389/05/22ساعت 2:19 توسط

>

ازاینکه سفره ات خالی مانده است نگران نباش اگربتوانی سفره خالی دلت رابا صفاوصمیمیت انباشته کنی وعطرمحبت را درمیانش بپراکنی آنگاه خلوت آن برایت به یاد ماندنی تر از لحظه ای است که دستارت سرشار وانبوه شده است.

ازیادنبر،درسادگی ها زیبایی هایی نهفته است که تکرار شدنی نیستند.

خلوت دلت را تا می توانی ساده وپرصفانگه دار.

...
+نوشته شده درجمعه 1389/05/22ساعت 1:59 توسط

>

...

+نوشته شده درشنبه 1389/05/09ساعت 20:8 توسط

>

وقتی تونیستی

نه هست های ما

چونان که بایدند

نه بایدها...

 

مثل همیشه  آخرحرفم

وحرف آخرم را

بابغض می خورم

عمری است

لبخندهای لاغرخودرا

دردل ذخیره می کنم:

باشدبرای روزمبادا!

اما

درصفحه های تقویم

روزی به نام روز مبادانیست

آن روزهرچه باشد

روزی شبیه دیروز

روزی شبیه فردا

روزی درست مثل همین روزهای ماست

اماکسی چه می داند؟

شاید

امروزنیز روزمباداباشد!

 

وقتی تونیستی

نه هست های ما

چونان که بایدند

نه بایدها...

هرروز بی تو

روزمبادا است!        قیصرامین پور

...
+نوشته شده درشنبه 1389/05/09ساعت 20:7 توسط

>

درمیخانه به روی همه بازاست هنوز

سینه سوخته درسوزوگدازاست هنوز

بی نیازی است دراین مستی وبیهوشی عشق

درهستی زدن ازروی نیازاست هنوز

چاره ازدوری دلبرنبود،لب بربند

که غلام دراوبنده نوازاست هنوز

رازمگشای، مگر دربرِمست رخ یار

که دراین مرحله اومحرم رازاست هنوز

دست بردارزسوداگری وبوالهوسی

دست عشاق سوی دوست درازاست هنوز

نرسددست من سوخته بردامن یار

چه توان کردکه درعشوه ونازاست هنوز؟

ای نسیم سحری،گرسرکویش گذری

عطربرگیرکه اوغالیه سازاست هنوز       امام خمینی(ره)

...
+نوشته شده درشنبه 1389/05/09ساعت 19:40 توسط

>

چه باشم وچه نباشم بهاردرراه است

بهار،همنفس ذوالفقاردرراه است

نگاه منتظران عاشقانه می خواند

که آفتاب شب انتظاردرراه است

به جاده های کسالت به جاده های تهی

خبر دهیدکه آن تکسواردرراه است

کسی که بانفس آفتابی اش دارد

سرشکستن شب های تاردرراه است

کدام جمعه؟ندانسته ام ولی پیداست

که آن ودیعه پروردگاردر راه است

دلم خوش است میان شکنجه پاییز

چه باشم وچه نباشم بهاردرراه است   محمودسنجری

...
+نوشته شده دریکشنبه 1389/05/03ساعت 18:40 توسط

>

                                              رهبرم تولدت مبارک.

       هفت آسمون دنیابایدکه غرق نور شه

                                            یه جوردیگه خداخواست چشم حسودا کور شه

       دلایه دشمنامون امسال چه بدمی سوزه

                                                    تولدحسین وخامنه ای یه روزه

                        

...
+نوشته شده درپنجشنبه 1389/04/24ساعت 17:47 توسط

>

                    پدرم ای تکیه گاه همیشگی ام هزاران بار روزت مبارک.

                                   (اختصاصی پدرنازنینم)

                      

...
ادامه مطلب
+نوشته شده دریکشنبه 1389/04/06ساعت 1:55 توسط